41 - 50 - «روزی تو خواهی آمد.»
u 41 - 50 - «روزی تو خواهی آمد.»

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به ما فرمان داد که در سه چیز بر ما چیره نگردند : به معروف فرمان دهیم و از منکر باز داریم و سنّتها را به مردم بیاموزیم . [ابوذر]

جمعه 14 تیر 1387

 RSS 

«اوّل دفتر»

«پارسی بلاگ»

«مکاتبه با من»

«درباره من»

کل بازدیدها : 25097

بازدیدهای دیروز :11

vموضوعات وبلاگ

مذهب
نبوت و امامت
دوران غیبت
ظهور و علائم آن
دشواری دین‏داری
ادبیات متعهد
ادبیات شیعی

vلوگوی وبلاگ

41 - 50 - «روزی تو خواهی آمد.»

vاشتراک

نام:

ایمیل:

 

vوبلاگ دوستان

















و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء
سید مهدی شجاعی
فکر نکن روشنفکری
انجمن تفکر مبانی
مجمع وبلاگ نویسان مهدوی
تا بینهایت
مرگ را تجربه کنید
این همینه ...همین ... نه بیشتر نه کمتر
همسفر مهتاب
آخوندها از مریخ نیامده اند!!!
پرنده ای هست ....
آزادی بدون تباهی
این است روزگار من !
بزم شبانه
پیامبر اعظم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم)
بوی سیب
بازی بزرگان
کشکول من
احساس با تو بودن
همسفر عشق
دایرکتوری وبلاگ‏های قرآنی
کوثر
در همه حال بگو سپاس
به خود آییم و بخواهیم،‏که انسان باشیم...

vآنچه گذشت

1 - 10 [10]
11 - 20 [10]
21 - 30 [10]
31 - 40 [10]
41 - 50 [10]
51 - 60 [10]
61 - 70 [10]

vآوا

vجستجو در وبلاگ

! + مقرّبین درگاه الهی

جمعه 22/7/1384 4:28 عصر

دو سه روز پیش یکی از دوستان درباره «مقام قرب خدا» پرسید، قول دادم سؤالش بی جواب نمونه. این شد که باز رفتم سر کتابای بابام و چندتاشونو ورق زدم. یه داستان نظرمو جلب کرد، که ترجمه کردم.


نقل شده: حضرت عیسی با سه نفر برخورد کرد که لاغر و رنگ پریده شده بودند. به ایشان فرمود: چه اتقاقی برایتان افتاده؟چه می بینم؟ عرض کردند: ترس از جهنّم [به این روزمان انداخته]. فرمود: بر خداست که بیمناکان را امان دهد.


پس از آنها با سه نفر دیگر رو به رو شد، لاغرتر و رنگ پریده تر. فرمود: چه شده؟ چه می بینم؟ عرض کردند: از شوق بهشت [اینگونه شده ایم]. فرمود:بر خداست که آنچه آرزو دارید عطایتان کند.


سپس از سه نفر گذشت که از شدّت ضعف و دگرگونی احوال انگار روی صورتهاشان آیینه هایی از نور بود. فرمود: چه اتّفاقی برایتان افتاده؟ چه می بینم؟ عرض کردند:خدای عزّ و جلّ را دوست می داریم[این حالت از عشق اوست]. فرمود: «مقرّبون شمایید، مقرّبون شمایید!»


میزان الحکمة،ج8ص108


راستی تا یادم نرفته اینم بگم: حضرت امّ المؤمنین خدیجه کبری-سلام الله علیها- که در ایّام ارتحالشون به سر می بریم، طبق آیه «وَ السّابقونَ السّابقونَ، اُولئِکَ المُقَرَّبونَ»(واقعة، آیه 10 و 11) از همین آدماست. آدمایی که خدا رو می پرستن، نه از ترس دوزخ و نه به تمنای بهشت، خدا رو می پرستن فقط برای اینکه پرستیدنیه.



نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + بیست و چهار سال گذشت، امّا...

چهارشنبه 20/7/1384 8:41 صبح


کوچیکتر که بودم، هر وقت از مادرم میپرسیدم، من کی به دنیا اومدم؟ می گفت: «از برج یادم نیست، فقط یادمه تابستون بود؛ ولی از ماه درست شب عید فطر به دنیا اومدی.»


دیشب باز رفته بودم تو فکر. با خودم گفتم: این بیست و چهارمین ماه رمضون زندگیمه که داره مثل باد می گذره. این عید فطر که بیاد می رم تو بیست و پنج سال.


آره بیست و چهار تا ماه رمضون اومد و رفت امّا تو نیومدی.


هر وقت برا اومدنت دعا می کردم، میگفتم: «خدایا اومدنش رو انقدر نزدیک کن که تا جوونم ببینمش.»


الانم همین جوری دعا میکنم؛ امّا می ترسم چند سال دیگه سر افطار وقتی یادت میفتم چیزی از جوونیم ... .


گر  خون دلی  بیهده  خوردم، خوردم


                                                  چندان که شب و روز شمردم، مردم


آری،  همه  باخت  بود سرتاسر عمر


                                                دستی که به گیسوی تو بردم، بردم.


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + یه نسخه ...

پنجشنبه 14/7/1384 10:38 صبح

یه مناسبت که پیش میاد به هر وبلاگی سر می زنی می بینی به روز شده و کلّی فرمایشات.


این روزا همه درباره ماه خدا و مهمونی و توبه و مناجات و افطار و سحر و روزه و شبای قدر و خیلی چیزای دیگه، خیلی چیزای با ربط و بی ربط نوشتن و دیگران رو به فیض رسوندن. منم نخواستم از قافله عقب مونده باشم این شد که...؛ بگذریم.


تو این ماه، بعضیا مثل سال پیش و سالهای پیشتر تصمیم گرفتن از این به بعد یه جورایی یه جور دیگه زندگی کنن. خب این (به قول کارشناسای؟) فی حدّ نفسه خوبه. به قول معروف:


«صد بار اگر توبه شکستی باز آ        کین درگه ما درگه نومیدی نیست»


امّا اینکه «چه جوری یه جور دیگه بشیم؟»:


نسخه های زیادی هست که آدمو یه جورایی یه جور دیگه میکنن. من از اونجایی که تو این جور چیزا یه جورایی وسواس دارم گشتم پی یه نسخه که عوارض جانبی نداشته باشه. این شد که...، بازم بگذریم. امّا نسخه:


«یا ایّها الّذینَ امَنوا اُدخلوا فی السِّلم کافّة و لا تتَّبعوا خُطُواتِ الشَّیطانِ إنَّهُ لَکُم عَدُوّ مُبینٌ»


ای کسانی که ایمان آوردید همگی به مقام سلم درآیید و از پی وسوسه های شیطان نروید، که او دشمن آشکار شماست.(بقره،208)


امام باقر -علیه السّلام-:


«السِّلمُ هُم آلُ مُحَمَّد، اَمَرَاللهُ بالدّخولِ فیهِ»


سلم آل محمّدند، خداوند فرمود به آن پناه برید.


تفسیر نورالثقلین،ج1ص206






نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + سلمان محمّدی

شنبه 2/7/1384 6:26 صبح


یکی از اصحاب امام صادق-علیه السلام- نقل میکند:


در حضور امام عرض کردم: آقای من! چه بسیار یاد «سلمان فارسی» را از شما میشنوم!


امام فرمود: نگو «سلمان فارسی»، بلکه باید بگویی «سلمان محمّدی»؛ آیا میدانی چرا زیاد از او یاد میکنم؟


عرض کردم: نه.


فرمود: برای سه صفت:


1- مقدّم داشتن خواسته امیرالمؤمنین بر میل خودش.


2- دوست داشتن فقرا و ترجیح دادن آنها بر ثروتمندان.


3- دوست داشتن دانش و دانشمندان.


بحارالانوار،ج22ص327



 


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + عصر جدید

سه‏شنبه 22/6/1384 1:25 صبح

ما


در عصر احتمال به سر می بریم


در عصر شک و شاید


در عصر پیشبینی وضع هوا


از هر طرف که باد بیاید


در عصر قاطعیّت تردید


عصر جدید


عصری که هیچ اصلی


جز اصل احتمال، یقینی نیست


 امّا من بی نام تو                     


 حتّی


 یک لحظه احتمال ندارم


چشمان تو


عین الیقین من


قطعیّت نگاه تو                      


 دین من است


 من از تو ناگزیرم


 من بی نام ناگزیر تو می میرم




قیصر امین پور


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + اسلام و تجدّد

شنبه 19/6/1384 3:39 عصر

تجدّد و تمدّن جدید با همه ابعاد و ره آوردهایش، محصول خودبنیادی بشر غربی و انحراف تمام عیار او از آموزه های وحیانی است و با فرض حاکمیّت دین –به معنای جامع و حقیقی آن- هرگز تمدّنی از نوع تمدّن جدید، ظهور نخواهد کرد. به بیان روشنتر، اگر حاکمیّت اسلامی با حضور معصوم –علیه السّلام- و بسط ید او، تحقّق و تداوم پیدا می کرد و حاکم اسلامی، در مقام تمدّن سازی برمی آمد، محصول آن، تمدّنی از نوع تمدّن جدید و مشابه آن نبود، همانگونه که با ظهور حضرت بقیّة الله الاعظم(عج) و استقرار حاکمیّت صالحان، نشانی از این نوع تمدّن نخواهد بود.


مهدی نصیری


اسلام و تجدّد، ص12


 


 


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + آل محمّد

چهارشنبه 16/6/1384 7:59 صبح


امیرالمؤمنین -علیه السّلام-


«ألا إنَّ مَثَلَ آلِ مُحَمَّد کَمَثَل نُجوم السَّماءِ، إذا خَوی نَجمٌ طَلَعَ نَجمٌ، فکَأنَّکُم قَد تَکامَلَت مِنَ اللهِ فیکُمُ الصَّنائِعُ وَ أراکُم ما کُنتُم تَأمَلونَ»


آگاه باشید، مثل آل محمّد به ستارگان آسمان می ماند، اگر ستاره ای غروب کند ستاره ای دیگر طلوع میکند، گویا خداوند [در پرتو ایشان] نعمتهایش را برایتان به کمال میرساند و آنچه آرزو میکنید به شما می نمایاند.


نهج البلاغة، خطبه 101


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + اجر دوستی و...

دوشنبه 14/6/1384 3:0 عصر

امیرالمؤمنین -علیه السّلام-:


«ناصِرُنا وَ مُحِبُّنا یَنتَظِرُ الرَّحمِةَ، وَ عَدُوُّنا وَ مُبغِضُنا یَنتَظِرُ السَّطوَةَ»


یاور و دوستدار ما امیدوار رحمت است، و دشمن و کینه توز ما در انتظار قهر و سطوت.


نهج البلاغة،خطبه 109


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + به نام نامی توحید

جمعه 11/6/1384 10:10 صبح

بخوان به نام رهایی! بخوان به نام بلوغ! بخوان به نام صاعقه در التهاب شب.


بخوان به نام ساقه امید در پهندشت یأس! بخوان به نام خالق خورشید، و عشق را به اسم اعظم معشوق، از پس یلدای دیجور، نور باران کن.


بخوان نبی گرامی! بخوان رسول عشق و امید! بخوان به نام نامی توحید!


تو که خواندی...انبیاء انگشت حسرت به دندان گزیدند.


ابراهیم و اسماعیل از آنکه حرا بود و ما به مرمّت کعبه ایستادیم.


و موسی از آنکه به طور چرا رفتیم.


و عیسی از آنکه آنچه در زمین یافتنی بود، در آسمان چرا می جستیم.


سید مهدی شجاعی



نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + غم دوست

شنبه 5/6/1384 7:47 عصر


امام صادق-علیه السّلام-:


«نَفَسُ المَهموم لَنا المُغتَمِّ لِظُلمِنا تَسبیحٌ وَ هَمُّهُ لَنا عِبادَةٌ»


نفس کسی که برای ما اندوهناک است و از ستمی که بر ما میرود غمگین میباشد، تسبیح، و تلاش او برای امر ما، عبادت است.


اصول کافی،ج2ص226



نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟