21 - 30 - «روزی تو خواهی آمد.»
u 21 - 30 - «روزی تو خواهی آمد.»

دل، سرچشمه حکمت است . [امام علی علیه السلام]

جمعه 14 تیر 1387

 RSS 

«اوّل دفتر»

«پارسی بلاگ»

«مکاتبه با من»

«درباره من»

کل بازدیدها : 25097

بازدیدهای دیروز :11

vموضوعات وبلاگ

مذهب
نبوت و امامت
دوران غیبت
ظهور و علائم آن
دشواری دین‏داری
ادبیات متعهد
ادبیات شیعی

vلوگوی وبلاگ

21 - 30 - «روزی تو خواهی آمد.»

vاشتراک

نام:

ایمیل:

 

vوبلاگ دوستان

















و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء
سید مهدی شجاعی
فکر نکن روشنفکری
انجمن تفکر مبانی
مجمع وبلاگ نویسان مهدوی
تا بینهایت
مرگ را تجربه کنید
این همینه ...همین ... نه بیشتر نه کمتر
همسفر مهتاب
آخوندها از مریخ نیامده اند!!!
پرنده ای هست ....
آزادی بدون تباهی
این است روزگار من !
بزم شبانه
پیامبر اعظم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم)
بوی سیب
بازی بزرگان
کشکول من
احساس با تو بودن
همسفر عشق
دایرکتوری وبلاگ‏های قرآنی
کوثر
در همه حال بگو سپاس
به خود آییم و بخواهیم،‏که انسان باشیم...

vآنچه گذشت

1 - 10 [10]
11 - 20 [10]
21 - 30 [10]
31 - 40 [10]
41 - 50 [10]
51 - 60 [10]
61 - 70 [10]

vآوا

vجستجو در وبلاگ

! + نهم ربیع الاوّل، غدیر ثانی

دوشنبه 29/1/1384 8:57 صبح


امیرالمؤمنین-علیه السّلام-


همانا من برای این روز [نهم ربیع الأوّل]، هفتاد و دو نام میشناسم.


این روز، غدیر ثانی، روز هدایت، روز برکت، عید الله الاکبر، روزی که دعا در آن پذیرفته میشود، روز پشیمانی ظالمان، روز فتح، روز قدرت، روز شادی شیعه، فطر ثانی‏، روز خوشنودی، عید اهل بیت، روزی که خداوند اعمال شیعه را میپذیرد، روز شادی اهل بیت، رور نابودی گمراهی، روز استراحت مؤمنین‏، روز شکر، روز دوستی و روز اسلام... میباشد.


بحارالانوار


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + نهم ربیع الاوّل، عید الزّهرا-سلام الله علیها-

یکشنبه 28/1/1384 4:13 عصر


پیامبر اکرم-صلّی الله علیه و آله- به امام حسن و امام حسین-علیهما السّلام- فرمود: گوارا باد بر شما برکت این روز[نهم ربیع الأوّل]، به درستی امروز همان روزی است که خداوند در آن دشمن خود و دشمن جدّ شما را هلاک میکند. امروز همان روزی است که در آن فرعون اهل بیت و همان کس که بر ایشان ستم روا داشت و حقّشان را غصب نمود، هلاک میشود.


خداوند به من وحی فرمود که: ای محمّد همانا من امروز را برای تو و اهل بیتت و هر آنکس از مؤمنین و شیعیان که ایشان را پیروی نماید، روز عید قرار دادم، و خویش را به عزّت و جلال و بلندی مرتبتم سوگند دادم که... هر سال در چنین روزی هزاران نفر از شیعیان و محبّین و دوستان شما را از آتش رها کنم، و سعی ایشان را پاداش دهم و گناهشان را ببخشایم و اعمالشان را بپذیرم.


امام هادی-علیه السّلام-:


حرمت کدام روز برای اهل بیت بیشتر از نهم ربیع الأوّل است!؟


بحار الأنوار،ج98ص351


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + شناخت امام

شنبه 27/1/1384 12:15 صبح


امام رضا-علیه السّلام-


... امام یگانه زمانه خویش است، کسی به مرتبه اش نزدیک نمیشود و هیچ دانشمندی همسان او نمیگردد و جایگزین ندارد و بی مثل و مانند است... .


کیست که او را یارای شناختن امام باشد؟... [آنجا که] از توصیف شأنی از شؤونش و فضیلتی از فضایلش، عقلها، گم کرده راه و صبرها، سرگردان و خردها، حیران و دیده ها، بی نور و بزرگان، خوار و حکیمان، سرگشته و بردباران، بی تاب و خطیبان، گرفتار و دانشوران، جاهل و شاعران، درمانده و ادیبان، ناتوان و سخنوران، عاجزند... .


اصول کافی، ج1ص201



نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + بشارت

چهارشنبه 24/1/1384 3:8 صبح


«ما أقرَبَ الیَومَ مِن تَباشیر غَد!»


چه نزدیک است امروز، به فردایی که سپیده آن خواهد دمید!


نهج البلاغه،‌ خطبه150


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + غزل غربت

جمعه 19/1/1384 10:39 عصر


دستهایم لایق ضریح تو نیست


در چند قدمی ات ایستاده ام


با هزاران فرسنگ فاصله...


کدام شانه مراتحمّل میکند


تا بیاویزم غربتم را


به ضریح روشن تو؟



             برگشته و سرگشته به سمت تو آمده ام


             شاید به شعله آبی که میچکانم


             آتشی بیفشانی در من



شهرام مقدّسی


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + امام حسن-علیه السّلام- حماسه حلم

جمعه 19/1/1384 7:28 صبح


و او آنگاه که رنگ قدسی سبز را بر میگزید جگر تفتیده خود را در انحنای شکوهمند تاریخ میدید.


او-چنانکه پدر- مظلوم زیست. اگر نه مظلومتر از برادر، همسنگِ او.


برادر-سلام الله علیه- را دشمن خارجی خواند امّا دوست «مذلُّ المؤمِنین» خطابش نکرد. گریز از دنیا و قدرتِ برادر بر همه از روز آشکارتر بود. برادر را کسی با تهمتِ «إنَّکَ تَدری الخِلافة» نیالود.


دشمن برادر، جانی و خونخوار بود و دشمن او سیاستمدار و مکّار هم.


برادر خدنگ از روبرو خورد و او خنجر از پشت. و هزار خنجر از پشت.


برادر مجال یافت که جنگ را به بیرون خانه کشاند و او در خانه مجبور به ستیز شد.


حماسه عاشقانه برادر آنچنان آشکار و هویدا بود که پس از اندی و برای همیشه سرلوحه حماسه های عالم قرار گرفت امّا حماسه عارفانه و حلیمانه او آنچنان پر رمز و راز و پیچیده بود که قرنها در ابهامی ناشی از انکار و جهالت محفوف ماند...


...آری او باید پایه گذار قیامی دیگر باشد حتی اگر خون دل یک عمر زندگانی توأم با حلم او در تشت بریزد.


سید مهدی شجاعی


خدا کند تو بیایی،ص41


 


آجَرَکَ اللهُ یا بَقیَّةَالله


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + از زبان کوثر

پنجشنبه 18/1/1384 6:14 عصر


پدر جان! زندگی بی تو خالی است، حیات بدون تو مرگ است و روشنی بی تو ظلمت.


آنکه گمشده ای دارد، همه جا به دنبال او میگردد، همه جا را خالی از او احساس میکند، پدر جان! من جانم را گم کرده ام. جگرم را گم کرده ام. قلبم را گم کرده ام.


گفتم شاید یعقوب وار به پیراهنت التیام بیابم، همان پیراهنی که علی تو را در آن غسل داده بود، امّا پیراهن خالیت بوی تو را در شامه ام زنده کرد و بیشتر آتشم زد، از حال و هوش رفتم آنچنانکه علی خود را شماتت میکرد از اینکه پیراهن را به دست من سپرده است.


بلال بعد از تو اذان نگفت و نمیگفت. به او گفتم: دوست دارم صدای مؤذّن پدرم را بشنوم، شاید از غم و غربتم کاسته شود.


«أللهُ أکبَر» را که گفت، گریه امانم را برید.


وقتی نوای «أشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ الله» در گوش جانم نشست، صیهه ام آنچنان به آسمان رفت که همه ترسیدند، جانم به آسمان رفته باشد، وقتی به هوش آمدم، هر چه کردم، بلال دیگر ادامه نداد، گفت: ای دختر رسول خدا! بر جان شما میترسم.


چه کنم پدر؟ یادت همیشه هست و جای خالیت با هیچ چیز پر نمیشود.


آنچه فقط از من بر می آید این است که بنشینم کنار قبر تو و غربتم را زمزمه کنم:


آنکه شامه اش با تربت احمدی آشنا شده چه باک اگر پس از آن هیچ عطر و مشک و غالیه ای را نبوید.


به آنکه پنهانی لایه های زمین گشته است بگو آیا ضجّه و مویه و فغان مرا میشنود؟


مصیبت و اندوه آنچنان بر من مستولی شده است که اگر پنجه بر گلوی روز می انداخت، شب میشد.


من در سایه رحمت و حمایت محمّد بودم و تا آن دم که این سایه گسترده بود، من از هیچ چیز نمی ترسیدم.


امروز پر و بالم حتّی در مقابل فرومایگان ریخته است و می هراسم از ستم و ظالم را با ردایم دفع میکنم. حتّی قمریان هم شب هنگام بر شاخسار مصیبت من گریه میکنند.


حزن و اندوه پس از تو، تنها مونس من است و اشک تنها بالاپوش من.


سیّد مهدی شجاعی


کشتی پهلو گرفته،ص73


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + ای کاش شام کوچه غربت سحر شود!

چهارشنبه 17/1/1384 8:57 صبح


تقدیم به ساحت مقدّسش



ای کاش شام کوچه غربت  سحر  شود!


خورشید  گل  کند،  همه  جا  باختر شود


ما مانده ایم  و  فرصت  یک  انتظار  سبز


باشد   به   یمن   آمدنش   سبزتر   شود


اینجا   تمام   پنجره ها   چشم  بسته اند


بن بست   آمدیم،   دری   باز   اگر  شود!


یخ    بست    اگر    امید     تمام   زمینیان


بگذار  تا  که  سینه   ما   شعله ور   شود


گفتند:    با    دعای   فرج    زود   میرسی


آمین   بگو   که   شور   دعا   کارگر   شود


ماییم   و   انتظار   همین   صبح   رو به رو


ای کاش شام کوچه غربت «سحر» شود!



استاد سیّد محمّد حسن مؤمنی«سحر»



 


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + پناه اهل زمین

دوشنبه 15/1/1384 10:21 صبح


مهدی آل محمّد-عجّل الله فرجه الشّریف-:


 


«إنّی لَأمانٌ لِأهل الأرض کَما أنَّ النُّجومَ أمانٌ لِاهل السَّماءِ»


همانا من پناه اهل زمینم آنگونه که ستارگان پناه اهل آسمانند.



احتجاج،ج2ص284


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟

! + مقام منتظران

شنبه 13/1/1384 11:35 عصر


امام صادق-علیه السّلام- فرمود:


هرکس این امر(فرج) را بشناسد و در انتظار آن بماند و نیکی را در آن بداند، به خدا سوگند به کسی ماند که با شمشیر خویش در رکاب قائم آل محمّد-عجّل الله فرجه الشّریف- بجنگد؛


سپس فرمود: بلکه به خدا سوگند همچون کسی است که با شمشیرش همراه پیامبر خدا-صلّی الله علیه وآله- جنگیده باشد؛


آنگاه برای بار سوّم فرمود: بلکه به خدا سوگند بسان کسی است که نزد رسول خدا-صلّی الله علیه وآله- در خیمه آن حضرت شهید شده باشد.



مجمع البیان،ج9ص238


نویسنده : سید هادی موسوی

? سخن شما؟